من آقا سعید نیستم! (تاثیر شخصی سازی در بازاریابی)

چه کسی از اینکه به فروشگاهی قدم بگذارد و شناخته شود و همانند فردی خاص با او رفتار شود لذت نمی‌برد؟

همه ما خوشحال می شویم اگر سوپرمارکت محله برند شیر مورد علاقه ما را بداند یا کسب و کارهای محلی برای روز تولدمان یک هدیه بفرستند. واضح است همیشه از اینکه با ما متمایز برخورد شود حس خوبی پیدا می کنیم و بازاریابی آنلاین هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر به آمار و ارقام خدمات شرکت‌هایی که در سالهای گذشته به شخصی‌سازی روی آورده اند قبل و بعد از این موضوع نگاهی بیاندازید امکان ندارد که تحت تاثیر قرار نگیرید.

پنج سال پیش، بیشترین چیزی که در وب سایت ها می توانستید انتظار داشته باشید که باعث شود یک ویزیتور حس مخاطب قرار گرفتن و “ایجاد ارتباط” بکند یک پیام ساده “خوشحالیم که دوباره به این وب سایت سر زدید” بود. اگر شخصی‌سازی پیشرفته‌تری در آن سالها به کار می‌گرفتید که بر اساس اطلاعات ورود و یا کوکی مرورگر کار می‌کرد می توانستید از پیام “آقا سعید، خوشحالیم که دوباره به این وب سایت سر زدید” استفاده کنیم.

البته خیلی مهم هم نیست که شاید شما لیلا خانم هستید و فقط در حال استفاده از کامپیوتر شخصی آقا سعید می‌باشید! با این حال قدم مثبتی بود. امروزه با توجه به مقدار اطلاعات ضمنی و صریحی که از یک خریدار به بازاریاب ها می‌دهد فرصت های بسیار جالبی برای شخصی سازی در اختیار آنها قرار می‌دهد.

به طور خاص در تجارت الکترونیک، شخصی‌سازی فقط به یک پیام خوش آمد محدود نشده و به پیشنهاد محصول منجر شده است: “اگر از این محصول خوشتان می آید، پس این محصولات را هم مشاهده کنید”. صنایع دیگر هم، مثل برند C-spire از داده کاوی اجتماعی برای شناختن عادات خواندن کاربران استفاده می کند تا محتوایی را در سایت نمایش دهد که کاربر زمان بیشتری را در سایت بگذراند.

شخصی سازی در c-spire

در حالی که دنیا به سمت “اینترنت اشیا” می رود، تولیدکنندگان و توسعه دهندگان روش های مبتکرانه‌ای برای تجربه کاربری شخصی تر در یک سرویس یا محصول به کار می گیرند. 60 درصد کاربران ترجیح می‌دهند که یک فروشگاه آنلاین اطلاعات تماس و خرید آنها را ذخیره کند. تعداد بسیاری از خریداران تجارت های الکترونیکی می‌خواهند که وقتی اطلاعات شخصی آنها در سایت وارد می‌شود سرویسی شخصی دریافت کنند که متناسب با علایق آنها باشد.

بازاریابان چه کارهایی انجام نمی دهند؟

تعداد بسیاری از بازاریابان به طور کامل از مزایای شخصی سازی اطلاع دارند. آنها کاملا می‌دانند که شخصی سازی وب سایت یا در حالت کلی تر هر مدل شخصی‌سازی در بازاریابی باعث برندینگ تاثیرگذار در کاربر می‌شود.

طبق تحقیق Econsultancy ، هفتاد و چهار درصد بازاریاب‌ها می‌دانند شخصی‌سازی کیفیت تعامل با مشتری را تغییر می دهد. جالب است بدانید بر اساس همین تحقیق فقط 19 درصد این بازاریاب‌ها از شخصی‌سازی در کار خود استفاده می‌کنند.

شخصی‌سازی نرخ تبدیل را افزایش می دهد!

شخصی‌سازی آشکارا نرخ تبدیل را افزایش می دهد. مثلا Co-operative Travel بعد از اجرای شخصی‌سازی در وب سایت خود در سال 2011، افزایش 95 درصدی در ویزیتورها و افزایش 217 درصدی در درآمد را مشاهده کرد.

به طور مشابه، در شرکت BMW، شخصی سازی MMS برای 1200 مشتری در آمریکا افزایش 500 هزار دلاری و افزایش 30 درصدی نرخ تبدیل را در پی داشت.

شخصی سازی در BMW

(تصویر نمایشی است)

 

شخصی سازی وفاداری خریدار را افزایش می دهد!

افزایش نرخ تبدیل کاربر به خریدار یک روی سکه است و نگهداری و افزایش وفاداری خریدار هم روی دیگر سکه شخصی‌سازی است. تحقیق Econsultancy نشان می‌دهد که در برنامه های که بعد از اولین خرید اجرا می شود ارائه پیشنهادات اختصاصی برای هر کاربر مهمترین فاکتور برای خرید دوباره است.

جالب است بدانید که وفادرسازی کاربر بر پایه ارتباط و انس با برند ساخته می شود. دو فاکتوری که شخصی سازی ابزار آنهاست و بر آنها تاثیر می گذارد.

شخصی سازی بازاریابی شما را سودمند می کند!

امروزه محتوا، محصولات و سرویس های بسیاری وجود دارند. با ایجاد یک تجربه شخصی سازی شده، به ویژه مدلی که بیشتر پیش بینی کننده باشد تا واکنش دهنده، برندها فرصت پیدا می کنند تا در این دنیای شلوغ و پر از انتخاب بتوانند محصول خود را ارائه دهند.

 

امیر حسین عرب‌زاده

اردیبهشت ۱۳۹۶

 

0 پاسخ

برای ما بنویسید

دوست داریم نظر شما رو بدونیم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *